با رو سیاهی اومدم درِخونت
ای یار آشنای من ای همزبون ای مهربون خدای من
تویی تویی ای خالق بنده نواز
درد من و دوای من ای همزبون ای مهربون خدای من
ای مهربون بسکه گنهکارم من
روم نمیشه بگم دوسِت دارم من(2بار)
نامم سیاهه کارم گناهه عمرم تباهه
الهی العفو....
**************
اگر چه غفلت و گناه و معصیّت
هر روز و شب شده کارم
اما هنوز به رحمتت اُمیدوارم
نَفس از سرم،دستاشو بر نمیداره
اسیرم و گرفتارم
اما هنوز به رحمتت اُمیدوارم
دست من و بگیر که با خدا شَم
از بدی ها دور بشم و رها شَم(2بار)
با روسیاهی گویم به آهی یا رب الهی
الهی العفو...
***************
با پیروی از نفس اَمّاره فقط
به روی شیطون خندیدم
نمکدون و شیکستم و نفهمیدم
نا مَحرَم و دیدن برام عادت شده
راه کج و پسندیدم نمکدون و شیکستم و نفهمیدم
لطف از تو و یک قلب تائب از من
خون شد دلِ امامِ غائب از من
شرمنده ام من از روی مولا مهدی زهرا(س)(2بار)
الهی العفو...
******************
عناوین یادداشتهای وبلاگ