سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟


می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی


. میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت


داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم


که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چی


ز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم


به خواهرم میگم دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه میگه :دِ نـَـه دِ اگه دعای


بچه ها اثر داشت ، وقتی که من شیش سالم بود و تو اون عروسکمو شیکوندی ، باید میمُردی !!


چاه کنه داشت چاه میکند بعد از چند روز صاحبش بهش گفت : حاجی تعطیلش کن این زمین


ی را که برای ما میکنی که آب نداره ؟ گفت : دِ نـَـه دِ برای شما آب نداره واسه من که نون داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 از...   


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ